پیکان بزک

بعضی هامی گن شخصیت آدمها رو می شه از روی پوشش و وسایلشون شناخت

البته من زیاد هم به این  جمله قائل نیستم  من میگم  شخصیت آدم ها رو باید از نگاهشون

به زندگی و طرز تفکرشون شناخت

الغرض امروز یه صحنه جالبی برام پیش اومد که شاید نقلش خالی از لطف نباشه

تو گرمای دم ظهر تهرون داشتم می رفتم تو کوچه سوار ماشینم شم که یه اسطوره کامل یه پیکان بزک رو دیدم که تمام ایتم های اساسی رو بی کم و کاست رعایت کرده بود

سبزسیدی لاستیک دور سفید با قالپاق پره ای جاگوار ارتفاع ماشین از سطخ خیابون 10 الی 15 سانت انتن مگسی بغل طایر جلو میل پرچم 20 سانت جلو سمت راننده پرده کرکره 5 سانت عقب

 بوق 10 11 سپر 3 گوش براق چراق  استپ ترمز عقب زیر سپر شیشه با آفتاب گیر سبز  انواع زلم زینبو داخل ماشین اویزون پخش سونی54  چهار تا عکس خواننده هندی و البته عکس مرحوم فردین و چند کارت تلفن که داخل ستون بود

این لعبت پارک بود و منو چند دقیقه ای میخ خودش کرده بود و حس نوستالژیک من حسابی ور غلومبیده بود که یه هو یکی زد پشتم که:"داشم عروسکه نه؟"

برگشتم دیدم یکی از خود ماشین عتیقه تر پشت سرم داره لبخند ژکوند تحویلم می ده یه جوات

به تموم معنا منم گفتم عالیه مبارکت باشه

گفت :"جون دائی هم الان صاحب این ماشیه جلوییه اومد گفت سر بسر بزنیم  گفتم اگه 4 تا از اینها هم بهم بدی این قناریمو نمی دم"

بهش گفتم می دونی این ماشین جلوییه چنده گفت اره 70 80 تایی می ارزه فقط گفتم بلعه

راستش دلم نمی اومد رویاشو خراب کنم و طرف رو کنف کنم ولی نمی تونستم پیاده هم برم ریموت رو زدم و رفتم سوار ماشینم شم دوست جواتمون که دید سوتی داده و من دارم سوار اون ماشین

7080 تومنی بقول خودش می شم سریع خودشو زد به اون راهو و  چپید پست فرمون و یه بوق 10 11 مارو مهمون کرد و زودتر از من رفت

تو مسیر که می اومدم  فکرم  مشغول دوستمون بود و دنیایی که برای خودش داره و رویایی که بافته بود که الان صاحب این مورانو جلویی می یاد و چشمش پیکان 57 ما رو می گیره و از اون اسرار و از من انکار که سربسر ماشین ها رو تاخت بزنیم و من با اکراه قبول می کنم و...

پ ن :  خدایا ارزوهای ما رو در افقی قرار بده که نه رویا باشه و نه اون قدر نزدیک که برامون بی ازرش شه