سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

سلام  

ما ایرانی ها مردم سنت زده ای هستیم 

انواع و اقسام آداب وسنن کوچیک و بزرگ خوب و بد و صد البته بعضا دست و پا گیر  

برای ما ار لحظه تولد و در طول زندگی و تا آداب در گور نهادن و پس از اون آداب و سنن به اندازه کافی وجود داره  

بعضی شون انصافا اون قدر مزخرف و دست و پا گیرن که آدم رو از انجام بعضی کار ها باز می داره 

و اصولا عطاشون رو به لقاشون می بخشه مثل آداب پروسه ازدواج !!! 

خدایی هر کدوم از ما چقدر جوون دورو ورمون میشناسیم که در سن ازدواج هستند و بخاطر 

حرف عمه و خاله و رسوم موجود جرات ازدواج ندارن 

البته بعضی از رسمها هم خنده دار و چرندن به این عکس نگاه کنید   

  

 البته از حق نگزریم بعضی شون هم باحالن و شاید فارق از تشریفاتی که هر سال اضافه  

می‌شه باعث خیر شه مثل همین شب یلدا! 

دیشب به همت خواهر کوچیکه خانواده دور هم جمع شدیم و خدا رو شکر بد نگذشت 

اخر شب هم آبجی خانم که حالا سربزرگ شده ادای بزرگترا رو در اورد و برای هرکدوم یه فال حافظ گرفت فال من این شعر معروف اومد 

البته فکر کنم مال من تصادفی نبود و خواهرم یه شیطنتی به خرج داد 

 
سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کردوان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون استطلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوشکو به تایید نظر حل معما می‌کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دستو اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیمگفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد
بی دلی در همه احوال خدا با او بوداو نمی‌دیدش و از دور خدا یا می‌کرد
این همه شعبده خویش که می‌کرد این جاسامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلندجرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد
فیض روح القدس ار باز مدد فرمایددیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیستگفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد